مبارکتر شـب و خرم ترین روز
به‌استقبالم آمد بخت پیروز
دُهلزن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود، امروز نوروز
مَهسـت این یا مَـلَک یا آدمیزاد
پـری یا آفتاب عالـم افروز؟
ندانستی که ضدان در کمیـنند
نکو کردی علی رغم بد آموز
مرا با دوست ای دشمن وصالست
تو را گـر دل نخـواهد دیده بر دوز
شبان دانم که از درد جدایی
نیاسـودم ز فـریاد جهانسـوز
گر آن شبهای با وحشت نمی‌بود
نمی‌دانسـت سعدی قدر این روز


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گالری عکس


تاريخ : یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٠ | ٦:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : حسین | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.