حرف هایی ازجنس دلتنگی

این روزها پشت پنجره می‌نشینم ......

و به استقبال باران می‌روم ....

تا هیچ کس اشک های جاری روزهای فراق مرا نبیند............

وقتی که تو در کنارم باشی........

می توانم دنیا را سطر به سطر بخوانم ........

وسرآغاز زندگی را از چکاوکهای مهاجر بگیرم ...........

تو هم ای یار زیبای من.......

 اگر میخوای مرا ببینی اگر روزی دلت برای من تنگ شد........

 سراغ مرا از پرستوهای مهاجر بگیر...

/ 1 نظر / 51 بازدید